Monday, 6 September 2010

جاده ها

Photo by:Latyrx

جاده ها هم به دلم می خندند
به من منتظر چشم به راه
كه هنوز منتظرم برگردی
پیچ این جاده هم
جایی كه به امید تو
چشمان ترم را به نخ محكم عشق دوخته ام
به خداخنده ی تلخ همین جاده است
تو مرا خسته و پیر
مانده در قلب كویر
با دلی از همه سیر
پشت سر چشم به راهت بنشاندی و رهایم كردی
بعد از آن غربت و درد همدمم بوده وهست
نه غباری
نه گذاری
نه دگر قافله وفكر دیاری
من و این جاده ماندیم وفقط وقت غروب
چشم خورشید كه از شب خون بود
به من و جاده ی خسته دگر می پیوست
به خدا حق دارند
به من خسته اگر جاده ها می خندند
بعد از این هم من به این جاده ها می خندم
چه صفایی دارد
خنده ای از ته دل بر غم خود
خنده ای سبز به این بیشه ی درد
خنده ای گرم به زمستان سیه روز شكست
خنده ای از سر ناچاری و درد
كار دیگر نتوانم
پس چه بهتر كه همانند همین جاده ها
خنده را پیشه ی خود سازم و دلخوش باشم
لا اقل جاده را همدم خودمی بینم
كه چنین همره و همدل
هم صدا با من مست
به دلم می خندد

شعر زیبایی بود که جا داشت اینجا با همه قسمت کنم

Tuesday, 31 August 2010

این روزها

Photo by: Fernando Delfini


من این روزها حواسم پیِ خداست

Monday, 30 August 2010

ایمان


Photo by: holly skye


درست زمانی که به همه چیز شک کردم با ایمان شدم

معجزه


Photo by: AnnuskA Theodora


معجزه زمانی اتفاق می افتد که ایمانت رو از دست داده باشی

Sunday, 22 August 2010

اطمینان

Photo by: bitzcelt

به چشمانم اطمینان نمی کنم که با زیبا پسندیش ذهن مرا به سادگی می کشاند
به ذهنم اطمینان نمی کنم که با توانمندیش قلب مرا به بردگی می کشاند
به قلبم اطمینان نمی کنم که با بی اعتمادیش احساس مرا قربانی می کند
به احساسم اطمینان نمی کنم که با سردیش روح مرا تسخیر می کند
به روحم اطمینان می کنم که با پاکیش مرا بهترین نصیب می کند


Thursday, 19 August 2010

من و من



من هنوزم ماندم
بین آن من که هجا نکرده جوانی را
هنوز نگاهش طعم خوش نوجوانی دارد
منی که عادت نکرده به ماندن
هنوز پای رفتن دارد

واین منی که آینده اش در همین نزدیکی ست
دیگرکودکی اش کم رنگ است
منی که به نا آرامی موج می خندد
دیگرکوله بارش پهن است

من هنوزم ماندم
بین من و من
بین ماضی و مضارع
بین بودن و نبودن

و به خود می گویم
من که ناساز ترین ساز جهان بودم... پس چرا می خوانم... پس چرا می رقصم


Thursday, 12 August 2010

ستاره باران



امشب ستاره باران شد آسمان خانه مان
همگی پشته یک پنجره چشم دوخته به کهکشان
به دنبال ستاره ای که با افتادنش برساند پیغام مان
افتاد ستاره ای به ناگهان
فریاد برآوردم که... دیدم... خدایا برآورده کن آرزوی مان
گفتم هر چه بود و خواستم از او همان
حالا من و خدا و ستاره و آسمان
داریم رازی و نیازی نهفته بینمان
تا آن زمان که دهد آن را به من به ارمغان

About Me

Stats

Follow tjtajer on Twitter Skype Me™!
© Mohammad Tajer 2007 , Rooband.blogspot.com is not responsible for the content of external websites!

Rooband © 2008 Template by Dicas Blogger.

TOPO