Tuesday, 8 June 2010
سپید و سیاه
Depressed in the dawn Originally uploaded by iiana
شبه سردیستو من افسرده
راهه دوریستو پائی خسته
میکنم تنها از جاده عبور
دور ماندم ز من آدمها
سایه ای از سره دیوار گذشت
غمی افزود مرا بر غمها
نیست رنگی که بگوید با من
اندکی صبر که سحر نزدیک است
وای این شب چقدر تاریک است
Posted by Mohammad at 13:53 1 comments
Artigos Relacionados:Friday, 4 June 2010
Wednesday, 2 June 2010
Saturday, 9 January 2010
Thursday, 26 March 2009
سال نو
سال نو همگی مبارک
هنوز منتظرم که سال تحویل شه
بوی سرکه و سمنو و سبزه همهٔ خونه رو برداشته
ماهیه همش داره توی تنگش ورجه وورجه میکنه
دل توی دلم نیست ببینم مامانو بابا چند تا اسکناس نو برام لایه قرآن گذاشتن
میگم کاشکی امسال ساله پر برکتی باشه واسه همه که منم بیشتر عیدی بگیرم، آخه خیلی چیزا هست که میخوام با عیدی هام بخرم
بابام هرسال میگه عیدی هاتو بده من برات شتر کنم
هنوزم نمیدونم عیدی من چطوری میتونه شتر بشه
سال تحویل شد
منم عیدی هامو گرفتم اما هنوز از شتره خبری نیست
ماهیه هنوز داره توی تنگش ورجه وورجه میکنه
مامانم میگه لباس نوهامو بپوشم که بریم عید دیدنی
اما من هنوز تو فکره اون شترم
Posted by یگانه at 18:20 0 comments
Labels: Yeganeh
Artigos Relacionados:Monday, 9 February 2009
Subscribe to:
Posts (Atom)










